اگه بوسه ها آب باشن من به تو دریا رو میدم
اگر در آغوش گرفتن ها مثل درخت باشدمن به تو جنگل رو
میدم
اگردوستی یه سیاره هست من به تو کهکشان را می دهم
اگر عشق زندگیه من مال خودم رو برای همیشه میدهم به تو
اگرمی تونستم چیزی باشم تو این دنیا عشقی می شدم که قلب تو رو
به مال من پیوند بده

کاش
ای کاش میشد با حرارت خورشید ریشه های بیگانگی و تردید را سوزاند ..ای کاش میشد از
قفس تنگ حسرت و اندوه به آسمان آبی آرزوها پر کشید و بر بالاترین قله ایثار و مهربانی
آشیانه ساخت .ای کاش میشد با ریشه هایی از ایمان یا شاخه هایی از اعتماد و یکدلی با برگ
هایی از تقوا و گلبرگ هایی از صفا و صمیمیت با هر چشمه ایی از عاطفه و مهر ومحبت در
میان بوستانی از گذشت ومهربانی و دور از نامهربانی ها زندگی کرد

|
+| نوشته شده توسط
شیرین و رضا در دوشنبه نوزدهم دی 1384
|